محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
322
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
و امراى محلى را كه در آن ايام شهرهاى داخلى و مرزى را ميان خود تقسيم كرده بودند ، برانداخت و سراسر اقطار مغرب را از تونس تا اقيانوس اطلس و از درياى مديترانه و تا بلاد سياهان در قبضهء اقتدار آورد . « 19 » بدينگونه دولت بزرگ مرابطون به وجود آمد . اين دولت حاصل نبوغ مردى توانا چون يوسف بن تاشفين بود و مؤسس آن فقيهى متعصب به نام عبد اللّه بن ياسين ، و پس از عبد اللّه بن ياسين به دست ابو بكر اللمتونى و سپس يوسف بن تاشفين راه كمال پيمود ، تا از يك دولت محلى به صورت يك كشور عظيم درآمد . از لابلاى روايات مىتوان دربارهء اين سپاهى عاليقدر اطلاعاتى به دست آورد . خلاصه آنكه نام او ابو يعقوب يوسف بن تاشفين بن ابراهيم بن ترقوت بن وارتقطين بن منصور بن مصالة بن امية الحميرى الصنهاجى اللمتونى بود . بدين طريق نسبت به حمير مىرساند . مادرش آزادزنى لمتونى بود به نام فاطمه دخت سير بن يحيى . يوسف در سال 400 ه / 1009 م در صحرا متولد شد ؛ ولى ما را از آغاز زندگى او اطلاعى در دست نيست . نخستين بار كه نامش را مىشنويم سال 448 ه است كه امير ابو بكر اللمتونى او را فرا خواند تا به فرماندهى لشكر مرابطون كه به غزو مغرب مىرود ، برگمارد . يوسف در آن زمان چهل و هشت سال از عمرش رفته بود . از اين هنگام است كه اعمال و فتوحات عظيم پىدرپى او در تاريخ ضبط مىشود . روايات حاكى است كه او مردى پرهيزگار و زهدپيشه بود و در سادگى و فروتنى روزگار مىگذراند و با آنكه كشورى پهناور و نعمتى بىحساب نصيبش شده بود همچنان زاهدانه مىزيست . در تمام عمر پشمينه مىپوشيد و جز آن نمىپوشيد . غذايش در همه حال نان جوين و گوشت و شير شتر بود . يوسف دلير و دورانديش و مهيب بود . همواره در تفقد از احوال بلاد خود و مرزهاى كشور و احوال رعيت بود . لحظهاى از جهاد غافل نبود . در اكثر نبردهايش پيروز بود . دستى بخشنده و طبعى كريم داشت . عادل و مهربان بود . مالياتها و خراجهايى را كه در شرع ممنوع شده بود از رعيت نمىگرفت . تنها به آنچه شريعت مقرر كرده بود بسنده مىكرد : چون زكات و خمس و جزيهء اهل ذمه . يوسف ميانه بالا بود و سيهچرده و لاغراندام با چهرهاى كمگوشت و چشمانى سياه و مويى مجعد . وسط بينىاش
--> ( 19 ) . ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 92 . السلاوى : الاستقصاء ، ج 2 / ص 110 .